امیر محمدعزیزمامیر محمدعزیزم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

من و نخوووود

پسملی یا دخملی

سلام نی نی       من و بابا امیر بعداز یه انتظار طولانی فردا میخوایم بریم سونو انومالی .....خیلی وقته که ندیدمت1ماه ونیمه که نرفتم سونوچون نمیخوام تو کوچولوی مامان اذیت بشی ووودلم برات تنگ شده نخوده مامان ایشالا فردا معلوم میشه گل دختری یا گل پسری مامانی هرچی باشی دوست دارم زییییاد فقط صحیح وسالم باشی عزیزه دل مامان 92.5.25ساعت 10شب                                               &nbs...
14 مهر 1392

اولین تکون نخود

سلام مامانی ...عزیزم من از همون اول تکونای تورو میفهمیدم تکونایی مثل نبض که همه میگفتن حرکت نینی نیست ولی من میدونستم تویی عزیردلم تا اینکه شب ٥شبه ٣ مرداد ساعت ١١ شب رو مبل نشسته بودم که یه هو انگار یه حباب تو دلم ترکید و کلی ذوق کردم که میشدی١٦ هفته و١ روز   خدایا چه حس قشنگیه وقتی یه موجوده زنده رو توی وجودت پرورش میدی خدایا ممنونتم
14 مهر 1392

اولللین بار

سسلاممم نی نی نننازم            من وباباییی بعداز ٥سال که ازدواج کردیم وپستی بلندی های زندگی رو گذروندیم اسفند ٩١تصمیم گرفتتیم ٣نفربشیم و.......٢مماه بود  که منتظر تو بوودیم تا بالاخره روز یکشنبه ١٥اردی بهشت سال ٩٢ از خخواب بیدارشدم و بابا امیر راه انداختتم رفت سرکار منم زززود حاضر شدمو رفتم داروخانه یه بیبی چک گرفتم و اومدم خونه یه ذووق داشتم مطمن بوودم که خدای مهربون یه نی نی فسقلی گذاشته تو دلم تازه ٢روز بود که از تاریخم گزشته بود..... بیبی چکو گزاشتمو و چشامو بستم ٣ دیقه بعد باز کردم و چششام پرر شد ٢تا خط که نشون مییداد تو اومدی.... رو دیدم..... و کلی خداروشکرکردم و بعد ززود حاض...
14 مهر 1392

اولین دیدار

سلام سلام نخوده مامان    من وبابایی روز٣٠ اردی بهشت٩٢ رفتتیم سونو تا برای اولین بار ببینیمت کلی منتظر شدیم تا بالاخره نوبت ما شد ....تا خانوم دکتر دستگاهو گذاشت گفت...در کاویته رحم تصویر یک ساک حاملگی با قطر ١٥ میلیمتر حاوی یک جنین زنده به طول ٤.٦میلیمتر مشهود است ضربان قلب جنین دیده شد و سن جنین ٦هفته و١روز...... من که این جملاتو میشنیدم اشک تو چشام پر مییشد به بابا امیر هم نگاه کردم دیدم اونم چشاش داره برق میزنه و زل رده به مانیتور سونو گرافی که یه نقطه کوچولو رو نشون میداد از اون لحظه من وبابا امیر اسمتو گزاشتیم نخود چچون اندازه نخود بودی عزیزم             &n...
14 مهر 1392