امیر محمدعزیزمامیر محمدعزیزم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

من و نخوووود

اولین سلمونی پسرم

پسرکم بالاخره بعد از یک سال و 5 ماه در تاریخ 19خرداد بردمت سلمونی و موهاتو کوتاه کردم البته اول بردمت آتلیه و خانوم عکاس کلی ازت عکس انداخت و بعد بردمت سلمونی اولش خیلی اروم نشسته بودی روی صندلی موزیکال که شکل ماشین بود بوق میزدی و گاز میدادی برات جالب بود تا وقتی که یه گوله موهات قیچی شده افتاد رو دستات دیگه وای نستادی کلی جیغ کشیدی و منم به زور نگهت داشتم خدارو شکر اخراش بیتابی کردی از بس نگرانت بودم یادم رفت که تو سلمونی ازت عکس بندازم ولی یه تیکه از موهای فرفری و خوشگلتو تافت زدم و نگه داشتم و چسبوندم به آلبومت خیلی قیافت مردونه شده انگار کلی بزرگتر شدی پسرکم خیلی دوووست دارم ...
27 خرداد 1394

شرح این ماه

سلام پسرکم الان شما 1 سال و 5 ماه سن داری خیلی باهوش تر شدی خیلی نازتر شدی و کلی هم موهات بلند شده ازبس شیطون شدی اقاجون میگه نکنه بیش فعالی   خیلی کنجکاوی در واقع خیلی فضولییییی تو این ماهعزیز ینا اثاث کشی داشتن و من و شما هم فردای اون روزی که از مسافرت اومدیم اومدیم خونه عزیز تا بهشون کمک کنیم شما که خیلی کمک کردی چنتا از ظرفای دکوری عزیز جونی رو شکوندی و اونم هیچی نگفت تا یک هفته طول کشید تا جابه جا بشن و تو این مدت همه هم منو دعوا میکردن تا شما رو ببرم سلمونی و موهاتو کوتاه کنم چون دیگه خیلی خیلی بلند شده بود ولی به جاش خیلی بانمک و خوش تیپ شده بودی بالاخره به خاطر خودت واسه اینکه کمتر اذیت بشی و تابستون هم هس راضی شدم تا موهاتو کو...
27 خرداد 1394

اولین مسافرت امیرمحمد

سلام پسرم بألاخره بعداز۱سال و۴ماه بردیمت مسافرت اونم شهرستان مرند:-)یکی ازشهرستان های مرند محل تولده عزیزجونه.طبیعت سرسبزوزیباوانواع حیوانات توراخیلی به وجدمی آوردبه طوری که دنبال گربه ها میرفتی تااوناروبترسونی ویاسرگاوهافریادمیزدی وبه توخیلی خوش گذشت و بعداون خیلی شیطون شدی ..پسرکم خیلی حیوونا رو دوس دارس و اصلا هم نمیترسی از بس بچه پررویییی اینجا اسمش  اسیاب خرابه اس یه جای تاریخی اولین آسیاب در ایران که واقع در جلفاس که شما خیلی ذوق کردی و دوس داشتی هی به اون اسیابه دس بزنی             اینجا هم ابشار اسیاب خرابس یه ابشار خیلی بلند و خیلی قشنگ شما هم که عاشقق اب بازی هر جا یه...
15 خرداد 1394

عکس ایام عید 94

ان جا رفتیم خونه عمو کریم که یه بره داشت ..و تو هم همش دوس داشتی بری بهش  دس بزنی                                                    اینجا هم بله برون خاله آیسان ..که شما انقد غرررررررر زدی من هیچس از مراسم نفهمیدم             ...
17 ارديبهشت 1394